محل تبلیغات شما

من می‌دونم که وقتی ناراحتم خیلی از چیزای قشنگ دور و برم و نمیبینم مثلا دیروز که برف قشنگی اومده بود من هیچی ازش نفهمیدم ،براش ذوق نکردم ،با عشق روش قدم نزدم ،نشستم تماشاش کنم ، زیر دونه های برف دعا نکردم ، سعی نکردم جای پا روی برف بزارم ، عکس نگرفتم و .

چون غمگین بودم ،چون سنگین بودم

یا امشب امشب که دورهمی با رفقا یه شام اعیونی زدیم ،کلی گفتیم و خندیدیم ،انگار من هیچ کدومشو انجام ندادم 

آره ،چون ناراحت بودم و الآنم یکم آثار اون ناراحتی مونده

ولی آدم باید حرف حقو بزنه 

این روزا اتفاقای قشنگی افتاد ، بیشتر و بیشتر به داشته هام اضافه شد ، من توی یه هوای خنک و خوشحال نفس می‌کشیدم 

اما هیچ کدوم از اینا به چشم نیومد 

من نمیدونم میتونم کاریش کنم یا نه

نمیدونم میتونم یه روزی بابت ناراحتی هام خوشحالیامو فراموش نکنم یا نه ،ولی اینو می‌دونم الان ،با همه ی داستان‌هایی که دارم از سر میگذرونم ،حواسم هست که یه وقتایی چی شد ،من چقد خوش بودم ،خاطره ی اون روز برفی هنوز تو ذهنمه ،شاید با گوله های برف نرقصیدم ،ولی رقص اونا هنوز تو ذهنم مونده و الآن واسم همین کافیه

پس خدایا شکرت ممنون ازت ، می‌دونم هنوز اون آدمی نشدم که تو میخواستی ،ولی . تو همیشه اون خدایی که من میخوام باشی ،هستی ،

و در آخر این که 

یه روزی میاد که من لازم نیست بابت چیزی که حقم بودن و نداشتمش غصه بخورم و ناراحت شم 

یه روزی میاد که من دلیل همه ی این رفتارهای ضد و نقیضو می فهمم

و اون روز من چندین قدم به زندگی نزدیک شدم ⁦⁦⁦

خاطره ی اون روز برفی

، ,اون ,برف ,یه ,تو ,ی ,اون روز ,که من ,روز برفی ,ی اون ,همه ی

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها